تبليغاتX
عشق پر زده...!(...OnLy MohI)


عشق پر زده...!(...OnLy MohI)

درد و دل
آثار بجا مانده از يک عاشق
دوستان عاشق تنها
آمار وب

www.SaghaReHastii.com

عشق پر زده
لوگو دوستان
ساغر هستی
يك بار!

شده هيچ

تا بي هيچ پرسشي

با امروز باشي

        و با من         - بي‌ديروز يا به فكر فردا -

براي چه بايد

در انتظار رويش سبزه‌ها باشم هميشه       - و حتّي به فكر بهار -

براي چه امروزِ سراسر سپيدِ سردِ لرزه بر اندامِ پر درد را به لذّتي

  - حتّي كوتاه -

                  نچشم در حضور تو

 

كه شايد فردا     - زبانم لال -

        بي‌حضور تو خوش باشم كنار بهار و سبزه‌هاي نوروز؟!

چرا اگر ياد ياري هست

        هم امروز نباشد

براي چه هر روز و هميشه

        در فكر خود بسازم تصويري از ذهن يار و ياد بهار

                  و ... هِي هِي هِي تكرارِ اي كاش و اي كاش و اي كاش!

 

چرا ياد نگرفته باشم

        دوست داشته باشم اين لحظه و حال را

و بارها شنيده‌ باشم از خود:

           بي‌ديروز و بي‌نگاه فردا

                    با امروز نميتوانم بود

 

كاشكي، كاشكي نبود اين همه كار و بار و تكرار

اي كاش - هميشه فقط امروز بود -

          يك لحظه آرامش بود و ...

                    بوسه‌اي كوچك از لبهاي يار

                           نه اين همه بار

                                كه فقط

                                                يك بار!

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 11:6 | |

...!
 

پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است اي پري

وين جواني هم هنوزش عنفوان است اي پري

هر چه عاشق پيرتر، عشقش جوانتر اي عجب

دل دهد تاوان، اگر تن ناتوان است اي پري

پيل ماه و سال را پهلو نمي كردم تُهي

با غمت پهلو زدم غم پهلوان است اي پري

هر كتاب تازه يي كز ناز داري خود بخوان

من حريفي كهنه ام، درسم روان است اي پري

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 0:33 | |

سرنوشت

 

هرگز نمی دانیم که می رویم

وقتی روانه ایم

در به شوخی می بندیم

سرنوشت در پی ما می آید

و کلون در را می اندازد

و ما را دیگر دیداری نیست

 

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 0:32 | |

شما چه مي دونين.

 

شما چه مي دونين

با دل پا تو خون گذاشتن و بي دل بيرون اومدن، يعني چي؟! ...

 

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 0:30 | |

شايد آن زمان

دمي كه به ياد بياوري

كه در گذشته تو خود نبوده اي

شايد آن زمان

از ميان عصمت گياه

از فراسو

بدون هياهو

نگاهم را كه شسته از باران است

به رويت بيافكنم

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 0:26 | |

بي حضورِ تو

بي هيچ شباهتي

به نيمة زندة آشكار

در حضورِ يار

 

در نيمة‌پنهان خود

تهي مي‌شوم از تكرار

بي حضورِ تو

 

و ... تركيبي مي‌گردم بي‌جان

به هر شكل كه دلم خواست

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 0:21 | |

درد...!

 

مستي هم درد منُ ديگه دوا نميكنه ...

 

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 0:20 | |

شب

شب

هست شب، يك شب دم كرده و خاك

رنگ رخ باخته است.

باد، نوباوه ي ابر، از بر كوه

سوي من تاخته است.

 

هست شب. همچو ورم كرده تني گرم دراستاده هوا

هم ازين روست نمي بيند اگر گمشده اي راهش را.

 

با تنش گرم، بيابان دراز

- مرده را ماند در گورش تنگ -

به دل سوخته ي من ماند

به تنم خسته، كه مي سوزد از هيبت تب.

هست شب. آري شب.

"نيما يوشيج"

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 0:10 | |

زندگی,تلخی...!
 

زند گي، يک خيابان بي انتهاست.

 خياباني که درآن رهگذري، سرگردان است.

 هر چه بيشتر قدم برمي داري ، بيشتر از آن دور مي شوي.

 سهم من از اين خيابان، گردش در کوچه هاي تلخ خاطراتم است.

 کاش تمام تلخي ها مانند پر کاهي بايک باد نيست شود.

امضاء:...

 

 





[+] نوشته شده توسط ... در 19:15 | |

من و تو.

 

ای که از عشقت گذشتی، رفتنت ایثار نیست

                                         در درویی های عشقت شبهه ی اخبار نیست

 گفتی ازعشقت گذشتی، چون که من را عاشقی

                                        فکرکن، در مذهب آیا بی وفایی عار نیست

 گفتی از عشقم برو آینده ات روشن شود

                                        بی تو در آینده بودن یک کمی دشوار نیست

 گفته ای قسمت نبودش تا که هم بستر شویم

                                        بستر و بالین کجا، درعشق این گفتار نیست

 گفته ای در عشق تو هر شب مریضم بی خیال

                                        ملتی از عشق دیدم هیچ کس بیمار نیست

 گفتی ای یارم چو کفتر پر بکش، پرواز کن

                                        کفتری بی یار آیا شکل یک کفتار نیست؟

 حکم عفوم را زدی امضاء که آزادم کنی

                                       حکم آزادی عاشق چوبه ای جز دار نیست

 هی مرا تکرار می کردی برو ای یار خوب

                                       یار را کشتی، نیازش اینهمه تکرار نیست

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 19:10 | |

سلام خدا,گمت کردم..!

سلام خدا. من خوبم. فقط.........

 

فقط، روم نمیشه بگم که گمت کردم.

 

یه جایی جات گذاشتم، یادم نیست کجا.

 

نمیدونم تا کی داشتمت.

 

شاید تا آخرین نماز باحالی که خوندم.

 

شاید تا اونروزی به اون پیرزن کمک کردم.

 

شاید تا اون شب که .........

 

شاید تا اون روز که ..........

 

ولی تو که همه جا بودی. همیشه احساست می کردم.

 

پس چرا الان نیستی؟ پس کجایی؟

 

اون وقتا به آسمون که نگاه می کردم میدیدمت.

 

به زمین نگاه می کردم میدیدمت.

 

به کوه نگاه می کردم میدیدمت.

 

به درختها، به دریا، .... همه جا بودی، من میدیدمت.

 

مگه نه؟ ولی حالا چی؟

 

هر چی به آسمون خیره میشم، نمی بینمت.

 

با درختها حرف میزنم، از پرنده ها می پرسم،

 

 از دریا سراغتو می گیرم،اما هیچ کدوم ازت خبری ندارن.

 

نکنه من......

 

نکنه من کور شدم؟ آره؟

 

خب تو چی؟ تو هم منو نمی بینی که اینجوری

 

 رهام کردی به حال خودم؟

 

پس کجایی؟ من میخوامت. بیشتر از همیشه.

 

باید پیدات کنم. ببین اگه قایم شدی، من دیگه تحمل ندارم.

 

تنهام با این همه گناه. می ترسم.

 

اگه یه لحظه تو رو نداشته باشم، دنیا وارونه میشه.

 

آسمون رو سرم خراب میشه. میدونم که هستی.

 

میدونم که دارمت.

 

فقط، فقط نمیدونم کجا بیام سراغت تا منو ببخشی و قبولم کنی.

 

باشه. ایندفعه هر جا تو بگی. هر ساعتی که تو بگی. من میام.

 

 میام و بهت ثابت می کنم که هنوز دوست دارم.

 

 میخوام بهت ثابت کنم که هنوزم تو برام بهترینی.

 

راستی یه جایی رو یادم رفته بگردم.

 

آره. دلم. اصلا یادم به دلم نبود. حتما تو اونجایی.

 

میرم سراغت و مطمئنم که این بار پیدات می کنم.

امضاء:...

 





[+] نوشته شده توسط ... در 19:2 | |

تو هم...

... تو هم

رفتی

میخواستی با تمام وجود رفتنت را حس کنم

احساس کردم

.......

حالا تو در دو دست قصه های

و

سراغی از خاطرات نمی گیری

و من

در انسوی تنهایی .کاش ها روی هم انبار میکنم

اگر صحبت از غریبی وغربت است

 من هم بدون تو غریبم

...........

اشکهایم را پاک میکنم

وچشم هایم را میشویم

نه برای اینکه جور دیگر ببینم

..

میخواهم دیگران مرا جور دیگری ببینند

.............

افکارم از جنس بریده گی اند ،

و حرف هایم  مزه ی زهر مار می دهند ؛

دست خودم نیست ،

دستی دستی دارم می بازم !

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 18:54 | |

گل من باغچه نو مبارک
 

چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوسش داری .

چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواریتکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی ووقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی .

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری چقدر سخته گل آرزو هاتو . تو باغ دیگری ببینی و هزار بار با خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی :

گل من باغچه نو مبارک

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 18:52 | |

قصه...
یکی بود تو قصمون وفا نکرد ... رفت و پشت سرشم نگاه نکرد ... یکی بود زندگیشو هوس سوزوند ... آبروش رفت و دیگه اینجا نموند ... یکی بود یکی نبود و یک پری ... یه بغل عاشقی های سرسری ... کی بود اون که طاقت گریه نداشت ... عاشق هوس شد و تنهام گذاشت ...کی بود کی بود اون تو بودی ... کاشکی از اول نبودی ... شاید باید می فهمیدم که قلب تو پر از ریاست ... دوست دارم گفتن تو درست مثل باد هواست

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 18:49 | |

...

 

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد

ای خواجه درد نیست و گرنه طبیب هست

 

عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد

ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 11:36 | |

آخر راه من و تو.....

 

مرا ببخش که عشق تو مرا به كوچه ها زده
مرا ببخش که اين علاقه سر به نا كجا زده
مرا ببخش اگر كه ماه هر شب سياهمي
اگر كه هر شبم سياه به عشق ماه مرا ببخش
به فرصت خيال تو دل از هر آنچه ميكشم
هر آنچه ميكشم از عشق تو به جان ما زده
كه بي اجازه مرهم تو روي زخم دل زدم
اگر به اسم كوچكت صدا زدم مرا ببخش
ببخش اگر بهانه تمام نا تماممي
به محض بوي تو دلم به كوچه شما زده
اگر اقامت تو در ضمير سينه دائم است
اگر كه بي اراده مي سرايمت مرا ببخش
تو بگذر از جسارت مركب نياز من
شبانه ها كه در تن ترانه دست و پا زده
در اين دقيقه هاي آخرين غزل كه زنده ام
اگر فقط براي توست كه ميروم مرا ببخش

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 4:48 | |

شریکم باش

 

شریک سقف من نیستی

بزار همسایه باشیم

فقط یک دونه دیوار شریکم باش

شریک عمر من نیستی

بیا هم لحظه باشیم

همین یک لحظه دیدارو شریکم باش

فقط در حد یک لبخند

 لبت رو قسمت من کن

اگر که خورشید من نیستی

بیا و شمع رو روشن کن

تمنای شرابم نیست

یک جرعه آب شریکم باش

کنار چشمه ی  رویا

یک لحظه  خواب شریکم باش

شریک زندگیم نیستی

شریک  آرزوی من باش

اگر نیستی کنار من بیا و روبه روی من باش

سلامی کن گه و گاهی

به نام آشنا  بر من

همین اندازه هم بسه برای  شور دل بستن

 غزل خونم  نباش اما

به حرفی ساده شادم کن

اگه دیدی منو بشناس

نمیگم اینکه یادم کن

یه عشق نابسامان رو

چه سامانی از این خوشتر

شکایت نامه ی دل رو چه پایانی از این خوشتر

 

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 1:42 | |

نیامدی...!

 

فصل بهار شد اما نیامدی

غم ماندگار شد اما نیامدی

بعد از گذشتنت این چند قطره اشک

چندین هزار شد اما نیامدی

این شعر پر غبار آیینه وار شد

آیینه وار شد اما نیامدی

باران به نام تو بارید نازنین

دل بیقرار شد اما نیامدی

آری قرارمان ساعت یک بود

ساعت یک شد اما نیامدی

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 1:39 | |

حیفی بفهم اینو...!

عمرت رو به پای من نریز

محمدم

به فکر من نباش عزیز

محمدم

حیفه تو قربونی بشی

محمدم

تو غصه زندونی بشی

محمدم

به پای من نشین عزیز

محمدم

به خدا حیفی

امضاء:...

 





[+] نوشته شده توسط ... در 22:56 | |

تسليت ميگم آقا حميد

تمام کوچه های شهر

پر از فریاد من است

که می گویم :

من تنها نیستم

تنها ؛منتظرم

 تنها

 

از ظهر تا غروب طول کشید ...

دشتی را شخم زدم تا دفنش کردم...

بد عادت شده بود

جلوتر از من راه می رفت تا زودتر به تو برسد

سایه ام را می گویم

که خواب دیده بود

تو به دیدارش آمدی

 

ازته دلم واقعا متاسفم

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 22:25 | |

عشقه يكي يدونم
 

سلام گلم همنفسم

اره دوباره اين دله بيقرار بهونه ي تو رو گرفته

تنها كاري كه تونست بكنه اينه كه حرفاشو بهونه كنه تا دوباره برات بنويسه.....

 اقاييه من....

ديروز بهونه اي شد براي اينكه بفهمم خيلي بيشتر از اوني كه فكر ميكردم به

وجوده نازت محتاجم... به حرفات .. به دلگرميات.. بوسيدنات.. نوازشات...

عزيزه دلم پريت يه لحظه هم بدونه تو نميتونه بمونه.. به خداونديه خدا كه هردومون

قبولش داريم.

تا دستاي مهربون و مردونت رو بگيرم تو دستم و خيالم راحت باشه كه اقاييم

 كنارمه ....مييييييدووووووونممممم......ميدونم كه تو هميشه پيشمي...

تو خيالمي....عشقه نازمييي....خوشحالم اقايي...

خوشحالم كه يه سري قولها بينمون يه سري ضرب المثلها تونسته كمك كنه

براي تداوم بيشترعشقمون....ما داريم تو عشق پخته ميشيم... خوشحالم كه با حرف زدن

همه ي مشكلاي به ظاهر بزرگمون ولي درواقع خيلي كوچيك و جزئي حل

 ميشه...ديروز يه لحظه فكر كردم...اگه تو نباشي ديگه صبحا كي رو از خواب

بيدارم كنم؟شبا منتظره اس ام اس و تلفن كي باشم؟....به كي ميس بدم كه

 بدونه به يادشم و منتظره ميس كي باشم كه بدونم يه نفر به يادمه؟؟؟؟؟

ديگه كيو ساعته هشت از خواب بيدار كنم؟

ديگه كي بهم قول بده كه مواظبه خودش باشه....كي بهم ميگه قول قول؟

اخه من فداي دله پاكت بشم...

من كه ميدونم همه ي اين مشكلا براي اين دوريه ....

پس چرا بيتابي ميكني نفسم؟؟؟ تو كه ميدوني اگه اون دله نازت بگيره من دق

 ميكنم.پس چرا بيتابي ميكني....

عزيزمممممممممم.... خانوميت هميييييييشه پيشته...

ما به هم قول داديم....

اره نفسم... اره عشقه يكي يدونم.... اره نازنيييينم.....:

هيچچچچچچ چيز و هيچچچچچچ كس نميتونه

رویای ما رو ازهم بگیره

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 12:1 | |

دوستت میدارم...
 

می نویسم از تو...

از تو ای شاد ترین تازه ترین نغمه ی عشق

از تو که سبزترین منظره ای

تو که سرشارترین عاطفه را نزد تو پیدا کردم...

و تو که سنگ صبورم بودی... در تمامه لحظاتی که خدا شاهده اندوهم بود

به تو می اندیشم.. به تو میبالم...و از تو میگیرم.. هرچه انگیزه درونم دارم....

من شباهنگام.. آندم که تو را نزد خودم میبینم بهترین ارامش...برترین خواهش

و احساسه نیاز در دلم میجوشد....

روزها میگذرند... عشقه مارو به خدایی شدن است... رو به برتر شدن از

هر حسی.. که در این عالمه خاکی پیداست...

دوستت میدارم...

از همین نقطه ی خاکی تا اوج...

دوستت میدارم...

از زمین تا به خدا....

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 11:48 | |

قصه من و محمدم.
 من بودم و یه دنیا تنهایی.. .
یه دختری که نمیدونست از این همه تنهایی به کجا پناه ببره
یه دفعه قدمش افتاد به یه دنیای مجازی .خواست
برای خودش یه خونه بسازه که شاید از تنهایی
در بیاد...یه کوله پشتی خرید و رو سر در خونش
تابلو زد !!!Narefigh

خیلی نگذشته بود که با چند تا مهمونه جدید و ناخونده
خوشحالیه بی نهایتی وجودشو گرفت . اما دخترک
یاری نداشت و همه ی حرفاش و دلتنگیاش برای
یار خیالیش بود . میخواست پیداش کنه
شب تاصبح رو به امید اینکه واقعی بشه و یه
باراونو از توی قابه خیاله دلش تماشا نکنه
میگذروندحاضر بودتمامه سکوته شباشو بده
تا یه بار ببینتش...تمومه فکرش بود
با خودش قسم خورده بود اگه پیداش کنه پیمان
تنهاییشو با فرمانروای دشته سکوت بشکنه
و دریچه ی قلبشو روش وا کنه ۱ سال از اومدن دخترک به دنیای مجازی
 میگذشت تقریبا دوستای زیادی پیدا
کرده بود اما بازم جای عزیزترینش خالی بود
تا اینکه روز ها گذشتن و اون پیداش شد
شد همونی که ارزوشو داشت حالا دختر
خوشحال بود که میتونه به یه نفر تکیه
کنه که میدونس دیگه خیال نیست ..رویاش بود

اما وجود داشت .. اونا عاشقه هم شدن
بعد یه مدتی به خاطره وجود چند نفر مجبور شدن
کوله پشتیشونو ببندن و یه خونه ی جدید بگیرن
اخه کوله پشتیشون از عشق پره پر شده بود
اونا میخواستن همه بدونن که عشقشون واقعیه
برا همین اسمه خونه ی جدیدشونو گذاشتن:::::::::::::
(ساغرهستی و خانومی)
حالا تو خونه ی جدید عاشقونه برای هم
مینویسن یه یادگاری از روزای قشنگه عاشقی
حالا نبضه زندگیشون بعداز خدا به یاده هم میزنه
اوناحاضرن قشنگترین لحظه های زندگیشونو
به پای ساده ترین دقیقه های عمره هم بریزن...
حالااوناهم شدنددو نفر از هزاران هزار مسافر
جاده ی عشق...
ولی اول راهه عاشقیشون مجبورن که از هم جدا بشن
و با یاد و خاطره هم زندگی کنن
آخه دخترک نمیتونه بشینه ببینه عشقش داره به پاش حروم میشه
و میسوزه و حیف میشه
دخترک دیونه وار عشقشو دوست داره
و حاضره به خاطر عشقش هم که شده ازش دور بشه
 حالا باز این دخترک دوباره تنها شده تنهای تنها
 ولی خونه آرزوهاشو هیچ وقت از یاد نمیبره

 

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 11:40 | |

میروم از یاد.
یادها رفتند و ما هم میرویم از یادها..........

 

امضاء:...

 





[+] نوشته شده توسط ... در 11:32 | |

فقط محمدم بخونه...!

 

گل بارون زده  من اگه دلتنگم وخسته
اگه کوچیدن توفان ساقه ی منم شکسته
میتونم خستگیهاتو ازتن پاکت بگیرم


میتونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم
باتو باتو اگه باشم وحشت  از مردن ندارم


لحظه هام پر میشن از تو وقت غم خوردن ندارم.

 

فکر کن... چقدر قشنگه عشقمون و دنیامون....

اما چقدر قشنگتره به خاطره تو زندگی کردن /برای تو موندن / به پای تو مردن

 وبه عشقه تو سوختن

و چقدر تلخه دور از تو بودن / برای تو گریه کردن و به عشق و دنیای تو نرسیدن

کاش بدونی که بدونه تو مرگ بهترین زندگیه...

کاش بدونم مرزه خواستن کجاست...

کاش میتونستی ببینی قلبی رو که فقط برای تو میتپه....

گاهی  موقع ها حرفا رو نمیشه گفت مثله همین الان...

من لحظه های با تو بودن رو تو رویام با اشکام یاد اوری میکنم...

کاش میتونستم عطره نفسهاتو با بند بنده وجودم حس کنم....

همون جمله ی همیشگی :

کاش هیچکسی تو زندگیش ای کاش نداشته باشه.. کاش...

 امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 11:27 | |

قمارعشق.

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 11:17 | |

جدی جدی میگم...!

 

صـــــــــــــــــــادقانه

عــــــــــــــــــــــــــــــــــارفانه

بي بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــانه

تا قيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــامت

بي شكايـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

من فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدايت

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 11:15 | |

کوله بارم اندوه...!

به سفر خواهم رفت -

کوله بارم اندوه -

سفرم دورو دراز -

جاده در مه تنها -


و خيالي که غبار آلود است
-
بي کلام از تو جدا خواهم شد
-

ذهنت از ياد مرا خواهد برد -
آه ... فرياد مرا نشنيدي ؟

سازم از غصه ترک خواهد خورد
-
کاش آن لحظه که يادم را تو ،

با عبور نفسم ميبردي ،
با خدا ميگفتي ،
که من او را بردم از يادم
-
تو هم اينک او را

ببر از اين دنيا
-
آه .. گفتم دنيا
-
اه.. دنيا تو کجا ؟

اه.. دنيا ..من ديوانه کجا ؟

تا کجا خواهم رفت ؟

جاده اينک خسته ،

پاي من وامانده
-
من به راهي رفتم ،

که همان آغازش ..پايان بود
-
يک ره بي سر و ته
-
که در آن اول ره ،

آخرش پنهان بود
-
آه...اين ره به کجا خواهد رفت ؟

به کجا ؟

اين من ِ ره زده را خواهد برد ؟

من ِ تنها بي تو ؟

بي تو تنها به سفر خواهم رفت -
کوله بارم بر دوش
-
و در آن توشه ي اندوه و غم و غصه و درد
-
پي آواز کسي ،

که بگويد برگرد
-
در رهي بي فرجام ،

بي تو تا آن سر ناپيداها خواهم رفت ،
تا در آن وادي دور ،
يک نفر مثل تو را ،
باز هم ياد کنم
-
باز هم نام تو را ،

با صدايي که به گوشت برسد ،
باز فرياد کنم
-
و تو آن لحظه مرا از يادت خواهي برد
-
من در اينجا تنها ،

سازم از غصه ترک خواهد خورد
-
آه.. پايان ره است
-
ته شعر ، ته راه
-
اول غربت ِ سنگين و سکوت
-
و در اين آخر ره ناپيداست
-
يک غروب و دو نگاه
-
و در اين آخر ره ،

حسرتي چنگ زده بر دل من ،
کاشکي ميماندم
-
کاشکي ميگفتم ،

حرف ناگفته ي خويش
-
قصه ي دغدغه را
-
شايد اينگونه کمي بهتر بود
-
ولي از گفتن اين قصه چه سود ؟

چه کنم حرف ناگفته زياد است، ولي بايد رفت
-
ميروم با غم و درد -
پي آواز کسي ،که بگويد برگرد
-
پي آواز کسي، که نسنجيد عيار ،

و فقط گفت برو
-
برو اي نحسي زرد
-
برو آنجا که دلي خوش باشد
-
...اما

دل خوش را دل خوش ميخواهد
-
:يا به قول سهراب

دل خوش سيري چند ؟

چه کنم ؟بايد رفت
-
مقصدم نامعلوم
-
همدمم جاده ي در مه تنها
-
کوله بارم بر دوش
-
با خيالي که غبار آلود است
-
به سفر خواهم رفت

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 11:13 | |

باور کن ...

 

کاش میشد به شبای تنهای یه رنگ تازه زد

کاش میشد گذر زمان رو توی لحظه های ناب به تاخیر انداخت و

توی لحظه های تلخ به جلو برد

ای تو همیشه خوب من

 

باور کن صدامو باور کن ،صدای که تلخ و خسته ست

باور کن قلبمو باور کن ، قلبی که کوه اما شکسته ست

باور کن دستامو باور کن که ساقه ی نوازشه

باور کن چشم منو باور کن که یک قصیده خواهشه

وسوسه ی عاشق شدن التهاب لحظه هامه

حسرت فریاد کردن اسم, کسی با صدامه

اسمتو هر اسمی که هست مثل غزل چه عاشقانه ست

پر وسوسه مثل سفر، مثل غریت صادقانه ست

باور کن اسممو باور کن ، من فصل بارونه برگم

مترود باغ و شبنمم

درختم ، درخت خشکی تو دست تگرگ

باور کن همیشه باور کن که من به عشق صادقم

باور کن حرف منو باور کن که من همیشه عاشقم

 

میخوام اگه بازم باورم داری بگی

...:امضاء





[+] نوشته شده توسط ... در 1:34 | |

مسافرجاده ا ی بی انتها از یاد و خاطر توباشم

 

میخوام امشب بار سفر را ببندم و

مسافرجاده ا ی بی انتها از یاد و خاطر توباشم

 شاید دلم کمی با عطر یاد تو آرم بگیره

می خوام تنها با خیال تو به زیر نور مهتاب بشینم

در خلوت بی کسیم با صدای تو حرف بزنم

می خوام باز به آلبومی خیالی از خاطرات نگاه کنم

و خط به خط ، واژه به واژه دفتر دلتنگیامو بخونم

میخوام با غم بی کسی در آغوش باد گریه کنم

میخوام در بستر سردو بی روح خاک به خواب برم

و رویایی به زیبای دیدار تو داشته باشم

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 1:32 | |