تبليغاتX
عشق پر زده...!(...OnLy MohI)


عشق پر زده...!(...OnLy MohI)

درد و دل
آثار بجا مانده از يک عاشق
دوستان عاشق تنها
آمار وب

www.SaghaReHastii.com

عشق پر زده
لوگو دوستان
ساغر هستی
يك بار!

شده هيچ

تا بي هيچ پرسشي

با امروز باشي

        و با من         - بي‌ديروز يا به فكر فردا -

براي چه بايد

در انتظار رويش سبزه‌ها باشم هميشه       - و حتّي به فكر بهار -

براي چه امروزِ سراسر سپيدِ سردِ لرزه بر اندامِ پر درد را به لذّتي

  - حتّي كوتاه -

                  نچشم در حضور تو

 

كه شايد فردا     - زبانم لال -

        بي‌حضور تو خوش باشم كنار بهار و سبزه‌هاي نوروز؟!

چرا اگر ياد ياري هست

        هم امروز نباشد

براي چه هر روز و هميشه

        در فكر خود بسازم تصويري از ذهن يار و ياد بهار

                  و ... هِي هِي هِي تكرارِ اي كاش و اي كاش و اي كاش!

 

چرا ياد نگرفته باشم

        دوست داشته باشم اين لحظه و حال را

و بارها شنيده‌ باشم از خود:

           بي‌ديروز و بي‌نگاه فردا

                    با امروز نميتوانم بود

 

كاشكي، كاشكي نبود اين همه كار و بار و تكرار

اي كاش - هميشه فقط امروز بود -

          يك لحظه آرامش بود و ...

                    بوسه‌اي كوچك از لبهاي يار

                           نه اين همه بار

                                كه فقط

                                                يك بار!

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 11:6 | |

...!
 

پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است اي پري

وين جواني هم هنوزش عنفوان است اي پري

هر چه عاشق پيرتر، عشقش جوانتر اي عجب

دل دهد تاوان، اگر تن ناتوان است اي پري

پيل ماه و سال را پهلو نمي كردم تُهي

با غمت پهلو زدم غم پهلوان است اي پري

هر كتاب تازه يي كز ناز داري خود بخوان

من حريفي كهنه ام، درسم روان است اي پري

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 0:33 | |

سرنوشت

 

هرگز نمی دانیم که می رویم

وقتی روانه ایم

در به شوخی می بندیم

سرنوشت در پی ما می آید

و کلون در را می اندازد

و ما را دیگر دیداری نیست

 

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 0:32 | |

شما چه مي دونين.

 

شما چه مي دونين

با دل پا تو خون گذاشتن و بي دل بيرون اومدن، يعني چي؟! ...

 

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 0:30 | |

شايد آن زمان

دمي كه به ياد بياوري

كه در گذشته تو خود نبوده اي

شايد آن زمان

از ميان عصمت گياه

از فراسو

بدون هياهو

نگاهم را كه شسته از باران است

به رويت بيافكنم

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 0:26 | |

بي حضورِ تو

بي هيچ شباهتي

به نيمة زندة آشكار

در حضورِ يار

 

در نيمة‌پنهان خود

تهي مي‌شوم از تكرار

بي حضورِ تو

 

و ... تركيبي مي‌گردم بي‌جان

به هر شكل كه دلم خواست

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 0:21 | |

درد...!

 

مستي هم درد منُ ديگه دوا نميكنه ...

 

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 0:20 | |

شب

شب

هست شب، يك شب دم كرده و خاك

رنگ رخ باخته است.

باد، نوباوه ي ابر، از بر كوه

سوي من تاخته است.

 

هست شب. همچو ورم كرده تني گرم دراستاده هوا

هم ازين روست نمي بيند اگر گمشده اي راهش را.

 

با تنش گرم، بيابان دراز

- مرده را ماند در گورش تنگ -

به دل سوخته ي من ماند

به تنم خسته، كه مي سوزد از هيبت تب.

هست شب. آري شب.

"نيما يوشيج"

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 0:10 | |

زندگی,تلخی...!
 

زند گي، يک خيابان بي انتهاست.

 خياباني که درآن رهگذري، سرگردان است.

 هر چه بيشتر قدم برمي داري ، بيشتر از آن دور مي شوي.

 سهم من از اين خيابان، گردش در کوچه هاي تلخ خاطراتم است.

 کاش تمام تلخي ها مانند پر کاهي بايک باد نيست شود.

امضاء:...

 

 





[+] نوشته شده توسط ... در 19:15 | |

من و تو.

 

ای که از عشقت گذشتی، رفتنت ایثار نیست

                                         در درویی های عشقت شبهه ی اخبار نیست

 گفتی ازعشقت گذشتی، چون که من را عاشقی

                                        فکرکن، در مذهب آیا بی وفایی عار نیست

 گفتی از عشقم برو آینده ات روشن شود

                                        بی تو در آینده بودن یک کمی دشوار نیست

 گفته ای قسمت نبودش تا که هم بستر شویم

                                        بستر و بالین کجا، درعشق این گفتار نیست

 گفته ای در عشق تو هر شب مریضم بی خیال

                                        ملتی از عشق دیدم هیچ کس بیمار نیست

 گفتی ای یارم چو کفتر پر بکش، پرواز کن

                                        کفتری بی یار آیا شکل یک کفتار نیست؟

 حکم عفوم را زدی امضاء که آزادم کنی

                                       حکم آزادی عاشق چوبه ای جز دار نیست

 هی مرا تکرار می کردی برو ای یار خوب

                                       یار را کشتی، نیازش اینهمه تکرار نیست

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 19:10 | |

سلام خدا,گمت کردم..!

سلام خدا. من خوبم. فقط.........

 

فقط، روم نمیشه بگم که گمت کردم.

 

یه جایی جات گذاشتم، یادم نیست کجا.

 

نمیدونم تا کی داشتمت.

 

شاید تا آخرین نماز باحالی که خوندم.

 

شاید تا اونروزی به اون پیرزن کمک کردم.

 

شاید تا اون شب که .........

 

شاید تا اون روز که ..........

 

ولی تو که همه جا بودی. همیشه احساست می کردم.

 

پس چرا الان نیستی؟ پس کجایی؟

 

اون وقتا به آسمون که نگاه می کردم میدیدمت.

 

به زمین نگاه می کردم میدیدمت.

 

به کوه نگاه می کردم میدیدمت.

 

به درختها، به دریا، .... همه جا بودی، من میدیدمت.

 

مگه نه؟ ولی حالا چی؟

 

هر چی به آسمون خیره میشم، نمی بینمت.

 

با درختها حرف میزنم، از پرنده ها می پرسم،

 

 از دریا سراغتو می گیرم،اما هیچ کدوم ازت خبری ندارن.

 

نکنه من......

 

نکنه من کور شدم؟ آره؟

 

خب تو چی؟ تو هم منو نمی بینی که اینجوری

 

 رهام کردی به حال خودم؟

 

پس کجایی؟ من میخوامت. بیشتر از همیشه.

 

باید پیدات کنم. ببین اگه قایم شدی، من دیگه تحمل ندارم.

 

تنهام با این همه گناه. می ترسم.

 

اگه یه لحظه تو رو نداشته باشم، دنیا وارونه میشه.

 

آسمون رو سرم خراب میشه. میدونم که هستی.

 

میدونم که دارمت.

 

فقط، فقط نمیدونم کجا بیام سراغت تا منو ببخشی و قبولم کنی.

 

باشه. ایندفعه هر جا تو بگی. هر ساعتی که تو بگی. من میام.

 

 میام و بهت ثابت می کنم که هنوز دوست دارم.

 

 میخوام بهت ثابت کنم که هنوزم تو برام بهترینی.

 

راستی یه جایی رو یادم رفته بگردم.

 

آره. دلم. اصلا یادم به دلم نبود. حتما تو اونجایی.

 

میرم سراغت و مطمئنم که این بار پیدات می کنم.

امضاء:...

 





[+] نوشته شده توسط ... در 19:2 | |

تو هم...

... تو هم

رفتی

میخواستی با تمام وجود رفتنت را حس کنم

احساس کردم

.......

حالا تو در دو دست قصه های

و

سراغی از خاطرات نمی گیری

و من

در انسوی تنهایی .کاش ها روی هم انبار میکنم

اگر صحبت از غریبی وغربت است

 من هم بدون تو غریبم

...........

اشکهایم را پاک میکنم

وچشم هایم را میشویم

نه برای اینکه جور دیگر ببینم

..

میخواهم دیگران مرا جور دیگری ببینند

.............

افکارم از جنس بریده گی اند ،

و حرف هایم  مزه ی زهر مار می دهند ؛

دست خودم نیست ،

دستی دستی دارم می بازم !

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 18:54 | |

گل من باغچه نو مبارک
 

چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوسش داری .

چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواریتکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی ووقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی .

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری چقدر سخته گل آرزو هاتو . تو باغ دیگری ببینی و هزار بار با خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی :

گل من باغچه نو مبارک

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 18:52 | |

قصه...
یکی بود تو قصمون وفا نکرد ... رفت و پشت سرشم نگاه نکرد ... یکی بود زندگیشو هوس سوزوند ... آبروش رفت و دیگه اینجا نموند ... یکی بود یکی نبود و یک پری ... یه بغل عاشقی های سرسری ... کی بود اون که طاقت گریه نداشت ... عاشق هوس شد و تنهام گذاشت ...کی بود کی بود اون تو بودی ... کاشکی از اول نبودی ... شاید باید می فهمیدم که قلب تو پر از ریاست ... دوست دارم گفتن تو درست مثل باد هواست

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 18:49 | |

...

 

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد

ای خواجه درد نیست و گرنه طبیب هست

 

عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد

ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 11:36 | |

آخر راه من و تو.....

 

مرا ببخش که عشق تو مرا به كوچه ها زده
مرا ببخش که اين علاقه سر به نا كجا زده
مرا ببخش اگر كه ماه هر شب سياهمي
اگر كه هر شبم سياه به عشق ماه مرا ببخش
به فرصت خيال تو دل از هر آنچه ميكشم
هر آنچه ميكشم از عشق تو به جان ما زده
كه بي اجازه مرهم تو روي زخم دل زدم
اگر به اسم كوچكت صدا زدم مرا ببخش
ببخش اگر بهانه تمام نا تماممي
به محض بوي تو دلم به كوچه شما زده
اگر اقامت تو در ضمير سينه دائم است
اگر كه بي اراده مي سرايمت مرا ببخش
تو بگذر از جسارت مركب نياز من
شبانه ها كه در تن ترانه دست و پا زده
در اين دقيقه هاي آخرين غزل كه زنده ام
اگر فقط براي توست كه ميروم مرا ببخش

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 4:48 | |

شریکم باش

 

شریک سقف من نیستی

بزار همسایه باشیم

فقط یک دونه دیوار شریکم باش

شریک عمر من نیستی

بیا هم لحظه باشیم

همین یک لحظه دیدارو شریکم باش

فقط در حد یک لبخند

 لبت رو قسمت من کن

اگر که خورشید من نیستی

بیا و شمع رو روشن کن

تمنای شرابم نیست

یک جرعه آب شریکم باش

کنار چشمه ی  رویا

یک لحظه  خواب شریکم باش

شریک زندگیم نیستی

شریک  آرزوی من باش

اگر نیستی کنار من بیا و روبه روی من باش

سلامی کن گه و گاهی

به نام آشنا  بر من

همین اندازه هم بسه برای  شور دل بستن

 غزل خونم  نباش اما

به حرفی ساده شادم کن

اگه دیدی منو بشناس

نمیگم اینکه یادم کن

یه عشق نابسامان رو

چه سامانی از این خوشتر

شکایت نامه ی دل رو چه پایانی از این خوشتر

 

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 1:42 | |

نیامدی...!

 

فصل بهار شد اما نیامدی

غم ماندگار شد اما نیامدی

بعد از گذشتنت این چند قطره اشک

چندین هزار شد اما نیامدی

این شعر پر غبار آیینه وار شد

آیینه وار شد اما نیامدی

باران به نام تو بارید نازنین

دل بیقرار شد اما نیامدی

آری قرارمان ساعت یک بود

ساعت یک شد اما نیامدی

امضاء:...





[+] نوشته شده توسط ... در 1:39 | |

حیفی بفهم اینو...!

عمرت رو به پای من نریز

محمدم

به فکر من نباش عزیز

محمدم

حیفه تو قربونی بشی

محمدم

تو غصه زندونی بشی

محمدم

به پای من نشین عزیز

محمدم

به خدا حیفی

امضاء:...

 





[+] نوشته شده توسط ... در 22:56 | |